
این آمار غیر رسمی ، تقریبی ،وبرداشت شخصی می باشد ولزوما دقیق و صحیح نمی باشد.
جدول مقایسه حقوق و مزایای کارکنان بانکها و شرکت نفت
|
شرکت نفت |
بانکهای دولتی |
عنوان |
|
شاید 1ساعت |
6ساعت |
ساعات کار مفید روزانه |
|
بین 800الی ... |
بین 300الی 400هزرتومان |
میزان دریافتی کارکنان عادی |
|
100% |
90% |
میزان بخشودگی هزینه های درمانی |
|
تقریبا همین حدودیا بیشتر |
بین 10الی 18میلیون |
وام مسکن |
|
کارکنان روزانه و خانواده هفتگی |
به هیچ وجه |
استفاده از رستوران روزانه و مجانی |
|
هرجا پالایشگاه هست نازل سازمانی از نوع خوبش هست |
مگه میشه ؟ |
منازل سازمانی با آب و برق و خدمات مجانی |
|
حتما – حتما |
اندکی کمک نقدی فقط |
سرویس ایاب و ذهاب |
|
برو بالاتر |
30الی 40ساعت در آینده نزدیک حداکثر20ساعت |
اضافه کاری متعلقه |
|
خیلی جزئی |
کشنده |
مسئولیت و استرس کاری |
|
خوبشم دارد + کمک هزینه سفرحدود 250هزارتومان |
دارد |
امکانت رفاهی و تفریحی در شهرهای توریستی کشور |
|
بیشتر دارد |
دارد |
خواروبار |
|
مرتبا دارد. بدون بلیط |
خبری نیست اگه باشه هم بلیطی با تخفیف |
برگزاری جشنواره و جنگ شادی به مناسبتهای مختلف برای کارکنان و خانواده |
|
... |
... |
و... |
|
متوسط |
خیلی کم |
رضایتمندی کارکنان |
|
برید خوش باشید. |
بسیار بالا و غیر منصفانه |
میزان توقعات موسسه از کارکنان |
|
همچنان رو به بالا می تازد |
چند سالی است سیر نزولی دارد |
میزان رشد دریافتی |
|
کویت |
نا امید کننده |
من حیث المجموع |
یاد آوری : شرکت نفتیها زیاد نمی گیرند. بانکیها حقشان ضایع می شود.
يكي از راه هاي
افزايش بازديد كننده و كامنت، گرفتن لينك از ديگر وبلاگهاست، در اين متن
شما را با روش گرفتن لينك از ديگر وبلاگها آشنا خواهيم كرد. |
|
|
منبع: http://www.qudsdaily.com/archive/1386/html/2/1386-02-06/page13.html#0 | |

برای انجام کاری به یکی از ادارات میروم. نیم ساعتی در صف معطل میشوم تا بالاخره نوبتم میرسد. از پشت شیشهای که این روزها در همه ادارات وجود دارد، چشمم به جمال جناب کارمند روشن میشود. چه سری، چه دمی، عجب پایی. تنها پل ارتباطی با جناب مسئول همان نیمدایرهی دزدیده شده از شیشه است. همان که قدمتش برمیگردد به اولین فیلمی که در سینما پخش شد. یعنی در واقع اولین بلیطی که فروخته شد. هر وقت پشت این شیشه قرار میگیرم یاد سینما میافتم. هر چند این روزها بهتر است یاد ICU بیفتم. همانجا که بیمارانی که در کما هستند را قرار میدهند و ملاقات کنندگان از پشت شیشه به آنها مینگرند. انگار این کارمند هم به کما رفته بود.
یک سلام گرم و خستهنباشید پر انرژی تقدیمش میکنم. سرش را بالا میآورد و نگاهی به سرتاپایم میاندازد. انگار چهرهام را «دو زار» هم نمیخرند. شاید هم دماغ با برکتش مانع از دیدن چهرهی من شده. به هر حال جوابی نمیدهد و سرش را در رایانهاش فرو میبرد.
در
همین حین خانم جوانی پشت سر من در صف میایستد. بوی عطر دلانگیز فضای
اداره را پر کرده است. چقدر نفسهای عمیق میکشم. انگار آقای کارمند هم
بوی عطر دل انگیز بر مشامش میخورد. سرش را بالا میآورد. جلل الخالق! در
همین حین که خانم را میبیند چنان بلند میشود و تا زانو خم میشود که من
صدای شکافتن نقطهی اتصال بین دو پاچهی شلوارش را میشنوم. بیچاره چطور
قرار است با این وضعیت به خانه برود!
یادم رفت این را بگویم. خیلی از کسانی که در کما هستند با یک شوک به زندگی عادی برمیگردند. همین؛ محض اطلاع بود!
به نظر میرسد خانم باید خیلی برجسته باشد که جناب کارمند پیشنهاد میدهد ورای شیشهای که برای راه انداختن کار قشر آسیبپذیر گذاشتهاند، از در پشت وارد شود. هرچند فهمیدن این نکته، از شلوار و مانتوی تنگ و کوتاهش هم قابل تشخیص است!
خانم میرود و پشت میز جناب کارمند میایستد. حسابی گرم و گیرا میگیرند و مقرب میشوند. من هم بدون هیچ اعتراضی پشت شیشه نظارهگر هستم.
منت کارمند را عزوجل که قربتت موجب طاعت است و نعمتت مزید شکراندر - هر هزاری که نشان داده شود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات - پس در هر هزاری دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکر واجب
به نظر میرسد با توجه به اینکه نه پولی دارم و نه قربتی!، اعتراض نکنم بهتر است. کار خانم در حال انجام است و ذهن من در حال ثبت این لحظات. مشخص نیست چرا آقای کارمند برای یک کار اداری ساده، اینقدر تایپ میکند. چنان دو دستی دستش بر روی صفحهکلید است و دارد تایپ میکند که انگار در حال نگارش یک مقالهی علمی است. شاید معتقد به همان نظریهی معروف است که هر کسی دستش در تایپ تندتر باشد بیشتر در زمینهی کامپیوتر اطلاعات دارد. دقت که میکنم میبینم فقط چند کلید میانی صفحه کلید را آن هم به صورت ترتیبی فشار میدهد. عجب کارمند کاربلدی است.
کار خانم تمام میشود و میرود. پروندهام را به سویش میگیرم. بیتوجه به من چاییاش رو هورت سر میکشد. نگاهش به افقهای دور خیره شده است و لبخندی بر لب دارد. خانم آخرین قدمش را از اتاق بیرون میگذارد. کتش را میپوشد و میخواهد برود. میگویم آقا! نوبت من است. یکساعت است معطل شدهام. میگوید نماز است!
- آقای محترم تا نماز که نیمساعتی مانده! کار من را راه بیاندازید که این همه وقت است معطل شدهام. ثوابش بیشتر است.
- باید دستشویی بروم یا نه؟ باید وضو بگیرم یا نه؟
-
مردک! مگر قرار است بشکهی هزار لیتری را خالی کنی که نیم ساعت زودتر
میروی. یا مگر انشاالله قرار است غسل میتت بدهند که از الان رهسپار
شدهای؟ (البته اینها را در دلم میگویم)
میرود و من باید دو ساعتی منتظر باشم.
12 تا 2 زمان نهار و نماز است. نمازتان بر کمرتان بخورد و نهارتان بر آن شکم برآمدهتان.
منبع :
http://kashkool.persianblog.ir
سیر نزولی دریافتی بواسطه کاهش پرداخت اضافه کاری در کنارکاهش استخدام نیروی جدید و بستن شعب کوچک و در نتیجه کاهش مشاغل مدیریتی و... کارکنان بانکها را با مشکلات جدی در امرار معاش مواجه ساخته است.فرصتی برای اشتغال به شغل دوم هم که عملا فراهم نیست .
آخرش کسی پیدا میشه به داد کارکنان بانک برسه ؟!!